محمد مهدى امامى
76
زندگى نامه آيت اللّه العظمى سيد محمد رضا گلپايگانى ( قده ) به روايت اسناد ( فارسى )
كريمى جهرمى و آيت الله صابرى همدانى چنين بيان مىكردند كه ايشان در بحث نظام سياسى ، اجتماعى اسلام همانند امام خمينى قدّس سرّه مىانديشيدند و حفظ جمهورى اسلامى ايران براى ايشان يك اصل مسلم بود و مكرر مىفرمودند : « بايد اين نظام حفظ شود . » معظم له با شركت در تمام انتخابات و همهپرسىهاى انجام گرفته ، سيستم حكومتى و نظام خاص اجتماعى ، اقتصادى ، سياسى و فرهنگى ايران را قبول نموده و از آن حمايت مىكردند « 1 » و در دوران حيات خويش در همه حال به حمايت از دولت جمهورى اسلامى پرداخته و اگر شرايطى براى انقلاب پديد مىآمد كه نياز به حمايت ايشان احساس مىشد ، اقدام مىكردند و بيشتر از مراجع ديگر در تقويت نظام اسلامى حاكم در ايران تلاش كردند . تا آنجا كه مكرر مردم ايران در توصيه به اطاعت از امام خمينى قدّس سرّه مىكردند . « 2 » نظرات حكومتى و سياسى ايشان به طور محسوس دربارهى شكل حكومت با آنچه كه امام خمينى قدّس سرّه مىانديشيدند و در حركت توفندهى انقلاب مشهود بود ، مغايرت ندارد . از مهمترين شاخصهاى تفاوت آيت الله گلپايگانى قدّس سرّه با ساير فقهاى اين عصر ، شكل مبارزهى ايشان است . وى در مبارزات خود عليه رژيم پهلوى به لزوم ايجاد حكومت اسلامى معتقد بود و فقط در صورتى كه ضررى متوجه دين شود ، تكليف را ساقط مىدانستند ، اما در صورتى كه ايجاد نظام اسلامى احتياج به جانفشانى داشت ، ايشان به استقبال شهادت مىرفتند تا آنجا كه در زمان حملهى رژيم پهلوى به فيضيه و حملهى مأموران دولتى و امنيتى به بيت ايشان ، مىفرمايند : « . . . خدا گواه است راضى بودم مرا به قتل برسانند . . . » « 3 » وى اينگونه خود را براى جانفشانى در راه اسلام و استقرار نظام اسلامى آمادهى شهادت مىكنند و به هيأت حاكمه اعلان مىكنند كه اين ملت به كمتر از تشكيل نظام اسلامى قانع نخواهند شد و لزوم تشكيل حكومت اسلامى را گوشزد
--> ( 1 ) . ر . ك : على كريمى جهرمى ، پيشين ، ص 142 ( 2 ) . همان ، ص 142 به بعد از اندكى تصرف و نيز در ملاقاتهايى كه نگارنده با آقايان كريمى جهرمى و صابرى همدانى انجام داده ، اينان معتقد بودند كه آيت الله گلپايگانى در انديشههاى فقهى - سياسى و اجتماعى همانند امام قدّس سرّه بودند . ( 2 ) . مركز اسناد انقلاب اسلامى ، پيشين ، ص 114